تبليغاتX
اعتراف عاشقانه یک عاشق

اعتراف عاشقانه یک عاشق

به عهدت وفا نکردی دیدی منو تنها گذاشتی و رفتی با یکی دیگه.......

سلام به همگی خوبید؟؟؟خوشید؟؟؟سلامتید؟؟؟؟

از همتون معذرررررررررررت میخوام به خدا منم شدم یکی مثل 

ماری چی تک و تنها!!!!

بچه ها ببخشید به خدا از خجالت همتون در میام.

این ادرس ایمیل منه هرکسی دوست داشت میتونه بیاد یاهوو.

nahidpink1992@yahoo.com

فعلا بابای اخه عشقم منتظره.......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 8:55 قبل از ظهر  توسط ناهید 

تولد اجی ناهید گلمه.....

 

 
 
سلام اجیا و داداشای گلم خوبید؟؟؟؟
 
 
امروز تولد عقش من ینی اجی ناهیدم تولددددددش مبارک
 
اجی ایشالله ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ساله بشی.
 
زیاد شادی نمیکنیم اخه محرمه!!!!
 
 
ناهید جونم قربونت برم تمام اون شمع هارو باید فوت کنی
 
البته قبلش ارزو یادت نره ه ه ه ها؟؟؟!!!! 
 
 
اجی ناهید گلم تولد قشنگتو تبریک میگم عزیزم
 
یه عالمه برات از راه دور بوسه و هدیه می فرستم گلکم
 
 
 
لبخند زدی و اسمان ابی شد
 
شب های قشنگ مهر مهتابی شد
 
پروانه پس از تولد زیبایت
 
تا اخر عمر غرق بی تابی شد
 
 
تولد تولد تولدت مبارک مبارک.....
 
عزیزه دلمیییییییییییی گلم.
 
قربونت برم الهی
 
اینم یه خرس خشگل با عسلش تقدیم به تو:
 

 اجی زیاد نباید شادی کنیم اخه ایام عذاداریه
 
خیلی دوست دارم و امیدوارم
 
که زندگی سرشار موفقیت و خوشی داشته
 
باشی عزیزه دلم.
 
 
ووووواااااای چقدر هدیه!!!!!!!!!!!
 
 
ناهید گلم چقدر برای همه عزیزی!!!!!
 
 
 
هوررررررررا ناهید..ناهید..ناهید...
 
 
 
 
همیشه تو زندگی اگه بین دوراهی
 
گیر افتادی اونی که دوست داره
 
را انتخاب کن نه اونی که دوسش داری
 
دوستای خوبم نظر یادتو نره باشه؟؟؟
 
 
 
 
البته ۲دی ماه تولدشه چون من نیستم زودتر براش جشن گرفتم.
 
این ادرس وب اجی ناهیدم:
 
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام آذر 1389ساعت 11:59 قبل از ظهر  توسط ناهید  | 

بوسه های عاشقانه....

 

اسمش شهاب بود .

اسم من هم مهناز هست .

روي يه سادگي تو ي محل کار باهاش آشنا شدم .

مدير فروش شرکت بازرگاني بودم و شهاب هم بازارياب بين المللي همون

شرکت بود .با يک نگاه ساده شروع شد .

من توي فکر اون نبودم اما اون توي فکر من بود .

يک روز از من اجازه خواست تا با پدر و مادرش به روش سنتي به

خواستگاري من بياد .

وقتي علت اين اجازه رو ازش خواستم فقط گفت : اجازه بديد به روش

سنتي زير سايه بزگترها عرض کنم .

خب وقتي متانت و پايبندي به اصول خانواده رو در اون اينجوري ديدم به

خودم گفت عاليه مرد زندگي به اين ميگن .

خلاصه زد و به خواستگاري اومد .

هر دو از يک خانواده ثروتمند و بدون مشکل مالي و هر دو خانواده داراي

ادعاي روشنفکري بوديم .

نتيجه حاصل شد و ما ازدواج کرديم .

تا يکي دو هفته حتي روش نمي شد منو ببوسه و من هم دلم نميومد 

متانت حرمتش از بين بره .

تا اينکه يکي از روزها خودم زدم به در عشق و عاشقي و شروع کرديم با

هم به بوسه هاي عاشقانه و هميشه در کنار هم بوديم به حدي که سر کار

هم از کار غافل شديم و چسبيديم به اين عاشقانه بازي ها به حدي که

افراط رو به حد تفريط رسونديم .

خب اون يه خانواده ثروتمند داشت و من هم همينجور .

هر کدوم چندين ميليارد پشتوانه داشتيم .

ديگه بي خيال شديم و با وجود علاقه به شغلمون استعفا داديم و شب تا

صبح و صبح تا شب با هم بوسه هاي عاشقانه رد و بدل مي کرديم .

مسافرتهاي عاشقانه مي رفتيم .

دنيا رو فقط توي خودم و خودش خلاصه مي ديديم .

زمان گذشت و يک سال نشده کم کم شهاب احساس کرد داره از من زده

ميشه .

شهاب داشت از من خسته مي شد و مطمئن بودم که من هم به زودي به

اين احساس خواهم رسيد .

يه روز شهاب گفت : من بريدم . فکر نمي کردم به اينجاي خط برسم .

جواب دادم : عزيزم يعني عشق خط پايان داره .

اون گفت : نداره اما من عشق رو  تو بوسه هاي عاشقانه نمي ديدم و تا به

امروز فقط واسه خاطر تو حتي از کارم هم زدم .

اون حق داشت . چون من احساس عاشقانه رو اينجوري دوست داشتم اما

اون چنين قدرتي رو نداشت .

به خودم گفتم اون يه عاشق واقعي هست که به افراط من به خاطر خود

من تن داد .

از من خواست که اين رابطه رو به اين شکل ادامه  نديم و مثل بقيه دنبال

کنيم .

من هم به خاطر اون قبول کردم . چون من هم دوستش داشتم .

راستش من خيلي  به اين مدت عادت کرده بودم و نتونستم بدون اون شکل

زندگي کردن دوام بيارم .

اون قدر خسته شدم که با هم توي نحوه زندگي به تفاهم نرسيديم .

لج و لجبازي شروع شد .

بوسه هاي عاشقانه روز به روز و هر روز پر پر و پر پر تر مي شد .

يه دفعه چشم به هم زديم و ديديم که توي محضر به صورت توافقي طلاق

گرفتيم .تا يه ماه دپرس و غمگين بودم .

تصميم گرفتم برم دوباره باهاش زندگي رو از سر بگيرم .

اما ديگه دير شده بود .

اون همه زندگيش رو به حراج گذاشته بود و حالا ديگه توي يک بيمارستان

رواني بستري شده بود .

ديگه دير شده بود .

آره ديگه دير شده بود که بهش بگم هر چي تو بگي .

ديگه دير شده بود که بگم هر چي تو بخواي .

آره ديگه خيلي خيلي دير شده بود .

اونقدر دير شده بود که نتونم اونو دوباره بخوام .

اونقدر ديره دير شده بود که بگم يه قدم تو يه قدم من  يه کم از تو يه کم از

من فاصله رو تن جاده سفري پاي پياده

واسه من شوق رسيدن با يه قلب پاک و ساده

منو آروم نميذاره آرزوي ديدن تو

واسه پر کشيدن من تا شب رسيدن تو

يه قدم تو يه قدم من

يه کم از تو يه کم از من

يه قدم تو يه قدم من

يه کم از تو يه کم از من

يه قدم تو يه قدم تو يه کم از تو يه کم از تو

يه قدم تو يه قدم تو يه کم از تو يه کم از تو

واسه ديدن دوبارت آرزويي تازه دارم

اگه برگردي کنارم ديگه تنهات نميذارم

يادگار خسته از من

دل تو شکسته از من

سايه ها خم روي ديوار تا درهاي بسته از من

منو آروم نميذاره آرزوي ديدن تو

واسه پر کشيدن من تا شب رسيدن تو

يه قدم تو يه قدم من

يه کم از تو يه کم از من

اگه برگردي کنارم اگه برگردي کنارم

ديگه تنهات نميذارم نه ديگه تنهات نميذارم

اگه برگردي ديگه تنهات نميذارم.

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط ناهید 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نامردی نامردان قسم خوردم که نامردی کنم در حق نامردان عالم

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   در اخرين لحظه ديدار به چشمانت نگاه كردم و گفتم بدان آسمان قلبم با تو يا بي تو بهاريست

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

  شايد آن روز كه سهراب نوشت : تا شقايق هست زندگي بايد كرد خبري از دل پر درد گل ياس نداشت بايد اينجور نوشت هر گلي هم باشي چه شقايق چه گل پيچك و ياس زندگي اجبارست

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   خيال ميکردم عشق عروسکي است که ميتوان با آن بازي کرد ولي افسوس اکنون که معني عشق را درک کرده ام فهميده ام که خود عروسکي هستم بازيچه دست سرنوشت

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   خيلي سخته که توي پايیز با غريبي آشنا شي، اما وقتي که بهار شد يه جورايي ازش جدا شی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   گرچه سكوت بلندترين فرياد عالم است ولي گوشم ديگر طاقت فريادهاي تو را ندارد كمي با من حرف بزن

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   اشك ها اسكي سواراني ماهرند كه از زير چشم ها شروع به حركت مي كنند و از گونه ها با مهارت مي پرند و در كنار لب ها از خط پايان مي گذرند

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد  

خداوندا چرا دل آفريدي ؟ چرا اين دل را عاشق آفريدي ؟ اگر عاشق شدن جرم و گناه است چرا سيماي زيبا آفريدي ؟

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   وقتي دهکده اي آتش مي گيرد همه دودش را مي بينند اما وقتي قلبي آتش مي گيرد کسي شعله اش را نمي بيند

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد  

 وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها ميكند پرهايش سفيد ميماند، ولي قلبش سياه می شود

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد  

 روي ديوار مقابل پنجره‌ات قلبي كشيدم زيبا، تا ارزش عشق هميشه در خاطرت باشد، امروز تو راديدم كه روي قلبم مي‌نوشتی: زباله‌هايتان را در اين محل نگذارید

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   اين روزها انگار باد به گوش آدمها مى رساند ، که چقدر تنهايم ؛ عجيب است همه مى خواهند دوستان خلوتشان را ، با من قسمت کنند ! حتما چشمهايم هر صبح ، به راحتى باران ديشب را ، لو مى دهد

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   چه ساده با گريستن خويش زنده مي شويم و چه ساده در ميان گريستن مي ميريم و در فاصله ي اين دو به سادگي چه معمايي مي سازيم به نام زندگي

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   دوست داشتن کسي که لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

   چشمامو وقف تــو کردم، دل به خلوت تــــو بستم ، هم ترانه پس كجايي؟! من كه مردم از جدايـی، دل شكسته و غــريبم، جون ميدم اگـــه نيايی

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 3:5 بعد از ظهر  توسط ناهید  | 

درد دل کوِشولو...

این گلها و...10000000000000000000تقدیم به شما دوستای عزیزم وناهید

سلامی به گرمی عشق...

من...هستم که این بار دارم برای شما اپ میکنم.این چند روز قراربود مزاحمتون بشم اما حیف که درس ومشکلاتی از قبیل اهنگسازی و...به ادم فرصت این کارارو نیده.

میدونی حرفای زیادی دارم که بگم اما نیدونم چجوری عنوان کنم.شما دوستای گل ناهید وخودم خیلی تواین مدت بانظراتون به من لطف داشتید.نمیخوام گله کنم اما یه ذره کم لطفی از جانب شما شامل حال من شد.میدونی دل ادم میگیره که حتی از خودی هم از پشت خنجر بخوره تواین مدت خیلی به خاطر ناهید سرکوفت خوردم اما اینو بدونید من باعث جداییمون نبودم ولی بازم یه ذره کوچولو ناهید با نظراتش نسبت به من شیطنت میکنه.من خودم بودم که رفتم سراغش چون واقعا مهربون بود و در زمانیکه من در بدترین شرایط روحی بودم کمکم کرد ومنو از مشکلی که ...برام درست کرده بود نجات داد.ولی با تمام این شرایط اون درست خیلی به من لطف داشت اما تو این مدت یه عکس از خودش برام نفرستاد من نمیخوام گله کنم اما توقعم نداشتم به من که به قول خودش عشق زندگیش بودم بی اعتماد باشه.

من هنوز خیلی حرف دارم اما حیف که وقت نیست اما خدارو شکر میکنم وتوقع ندارم که ناهید با خوندن این مطلب دوباره از اون نظرات بد برام بزاره.

ممنون از لطفتون وتشکر بخاطر اینکه چشمای قشنگتون برای من خسته کردید.من مجید هستم 

این اهنگ تقدیم به شما وناهید

  http://www.2shared.com/file/11645291/8a616301/Kamran_Delan_-_Vaseh_To_128__w.html

http://www.4shared.com/file/109599602/9c505056/Kamran_Delan_-_Vaseh_To_128__w.html

 خواننده=KAMRAN DELAN   اهنگ=VASE TO    محصول=2009   سایز=3.34   فرمت=MP3

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 11:41 قبل از ظهر  توسط ناهید  |